محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

129

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

خنجر از پا درآورد و غلامان دربار هم سرش را از تن جدا كردند و فرمودند حسن بيگ وزير پاشاى مقتول را هم به قتل رسانيدند . تقصيرى كه از براى پاشاى مقتول معين گرديده بود ، گويا با علاء الدوله ذو القدر و سلطان مصر و شاه اسماعيل متفق ، در ضد حضرت خداوندگار بوده و در خفا ارسال و رسايل مىنموده است و حكم شد كه شادى بيگ حاكم آماسيه جمعيت نمايد . وقايع ماه صفر الخير سنهء 921 در روز چهارم ماه مذكور ، عبد الكريم زاده از وزارت لشكرى معزول گرديد و مراد آقا آقاى اوغلانان سپاهى فوت كرد و اردوى همايون از براى فتح كماخ از آماسيه حركت نمود . وقايع ماه ربيع الاول سنهء 921 در روز پنجم ، اردوى همايون وارد ظاهرى قلعهء كماخ گرديد . چون مستحفظين قلعه از در اطاعت نيامدند ، حكم به فتح آن شد . فتح اين قلعه كه تا كنون نصيب احدى از سلاطين نشده بود ، بعناية الله تعالى ، در همين روز ورود بعض از نيگىچرىها مانند دعاى مستجاب كه به آسمان صعود مىكند ، الله اكبر گويان عروج بر بروج كرده مثال قضاى آسمانى داخل در قلعه شده ، ذكورش را طعمهء شمشير و اناث آن را بستهء زنجير و اطفال را اسير كرده ، اموال را تاختند و قلعه را زير و زبر نمودند . استطراد [ در گزارش فتح قلعهء كماخ ] تاريخ احسن التواريخ « 1 » در باب استيلاى قلعهء كماخ از قرار ذيل اطلاع مىدهد : در اين سال ، سلطان سليم ، علم عزيمت به طرف قلعهء كماخ انداخت . يوسف بيگ و ارساق از قبل خان اسكندرشأن ، كوتوال آن قلعه بود ، مصلحت در توقف نديده ، محمد ملازم خود را با سيصد كس در آنجا گذاشته ، متوجه درگاه همايون شد . سلطان سليم با سپاه جرّار زياده از قطرات امطار در حوالى قلعه نزول نموده ، رسولان نزد غازيان روانه گردانيد و پيغام داد كه مناسب آنكه به الطاف سلطانى اعتماد نموده ، به دست مطاوعت دروازه‌هاى حصار بگشاييد تا از تعرّض لشكر قيامت اثر ايمن گشته در اردوى همايون اوقات گذرانيد . جماعت و ارساق گفتند ، به مجرد آنكه اندك شكستى به ولى نعمت رسيده باشد ، چگونه جايز دانيم كه حقوق تربيت آن پادشاه عالى مقام را نابوده انگاريم و قلعه را كه به ما بر سبيل امانت سپرده باشد ، مانند اهل خيانت به تصرف شما گذاريم ؟ رسولان آنچه شنيده بودند به سلطان سليم رسانيدند ، آتش غضب او زبانه گرفته ، سوار شد و قرب صد هزار سوار رومى

--> ( 1 ) . در اصل : روضة الصفوية .